پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

90

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

اگر چنين كس را يارى و مدد كارى مىبود روز بر ما تيره مىساخت . مسلم را به اين آسانى نتوان به دست آورد ؛ تدبيرى بايد كرد . و در صدد اغفال مسلم بن عقيل برآمد تا با وعده و وعيدهاى خود او را دستگير سازد ولى مسلم حاضر نشد تا خود را تسليم كند و با اينكه زخم‌هاى بيشمارى برداشته بود و از فرط عطش احساس ضعف مىكرد به ستيز خود با سواران محمّد بن اشعث ادامه داد و سرانجام سواران جملگى بر او حمله كردند و بُكير بن حمران با ضربت شمشير لب زيرين مسلم بن عقيل را شكافت و خود به دست او كشته شد و سوار ديگرى از سپاه كوفه با ضربت نيزه مسلم را نقش زمين كرد و به دست سواران محمّد بن اشعث اسير شد . مسلم بن عقيل به خاطر پيكار و خون بسيارى كه از او رفته بود شديداً احساس عطش مىكرد و از آنان آب مىخواست ولى پاسخ مساعدى نمىشنيد . تا آنكه : غلامى از آنِ عَمرو بن حارث مخزومى بيامد و سبويى آب بياورده ، قدحى از آن به مسلم داد . مسلم آب به دهان نزديك برد ، قدح پر خون شد و دو دندانِ پيش او در قدح افتاد و نتوانست آب خورد ، پس ترك آن گفت . و هنگامى كه مسلم بن عقيل را به نزد عبيد اللّه بردند به او گفت : با عاق و با شاق بر امام وقت بيرون آمدى و اجماع امّت و مسلمانان را خلاف كردى و فتنه انگيختى . « 1 » مسلم بن عقيل در پاسخ عبيد اللّه ، باورهاى قلبى خود را شجاعانه به تصوير مىكشد و پرده از روى كار معاويه و يزيد برمىدارد : مسلم گفت : دروغ مىگويى اى پسر زياد ! هرگز معاويه به اجماع امّت خلافت مسلمانان نكرد بلكه به حيله و تقلّب بر وصىّ پيغمبر درآمد و به غصبْ خلافت از او بگرفت و حال يزيد هم‌همچنان است . اى پسر زياد ! بدان كه فتنه تو انگيختى و پيش از تو ، پدر تو فتنه انگيخت . امّيد مىدارم كه خداى تعالى مرا شهادت روزى كند بر دست بدترينِ خلقِ خداى . به خداى كه من بر جادّهء راستم و هيچ تغيير و تبديل به احوال خويش راه نداده‌ام و در طاعت حسين بن

--> ( 1 ) . همان ، ص 861 و 862 .